اي سرو زيباي چمن ازمن چرا رنجيده اي ( باورم نیست که خواننده شعرم باشی )
دقايقي تو زندگي هستند كه دلت برا كسي اونقدر تنگ ميشه كه ميخواي اونو از تو رويات بكشي بيرون و توي دنياي واقعي بغلش كني
فراموشم نکن
انگشت شستتو بذار روي بند اول انگشت اشاره ات حالا نگاش کن چقدر کوچيکه دلم برات اونقدر شده
فداي تو .......... کوچولو
دلم براي سربه سر گذاشتنات تنگ شده اون صداي قشنگت
شرمنده من تمام وقت درگير کلاس هستم دلم برات تنگ شده برام دعا کن زود دانشگاه قبول شم
سلام خوبي ايت جان
اگر بهترين دوستم نيستي لا اقل بهترين دشمنم باش اگر غمخوارم نيستي لا اقل بزرگترين غمم باش.هر چه هستي بهترين باش چون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند پس در بدترين خاطره هايم بهترين باش
ما که رفتيم ولي يادت باشه ديونه بوديم-
واسه تو يه عمر اسير،تو کنج اين خونه بوديم- ما که
ما که رفتيم تو بمون با هر کي که دوسش داري-
با اوني که پنهوني سر روي شونش ميذاري- ما
ماکه رفتيم ولي اين رسم وفاداري نبود-
قصه چشماي تو واسه ما تکراري نبود-
ما که رفتيم حالا تو مي موني و عشق جديد-
سشمشئ ئ ۱۹
ميدونم چند روز ديگه ميشنوم جدا شديد-
ما که رفتيم ولي مزد دستاي ما اين نبود-
دل ما لايق اينکه بندازيش زمين نبود-
ما که رفتيم تو بدان که ما رفتيم
ولي يادت باشه ديونه بوديم
دستهایم را در باغچه می کارم
سبز خواهد شد می دانم , می دانم, می دانم
و پرستو ها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت
گوشواری به دو گوشم میاویزم
از دو گیلاس سرخ همزاد
و به ناخن هایم برگ گل کوکب می چسبانم
کوچه ای هست که در آنجا
پسرانی که به من عاشق بودند,هنوز
با همان موهای درهم وگردن باریک و پاهای لاغر
به تبسم های معصوم دخترکی می اندیشند که یک شب او را
باد با خود برد .....
امیدوارم که زندگیت مانند این آب همیشه جاری و زلال باشد
از عشق دیگر سخن نمی گویم/ بوی گل را دیگر نمی جویم
چون از نگاه عاشقم ، تعبیر به غیر شد و آن که او را می پرستیدم غرورم را زیر پاهایش گذاشت
در تنها ترین تنهایی ام ، تنها کسم تنهای تنهایم گذاشت
الهی به حق طبیعت
در تنهاترین تنهایی اش، تنها کسش تنهای تنهایش گذارد
مریم این یکی جمله رو بحساب تو نمی زارم
چون تو هنوز هم برایم باور نکردنی هستی
از عشق دیگر سخن نمی گویم/ بوی گل را دیگر نمی جویم
چون از نگاه عاشقم ، تعبیر به غیر شد و آن که او را می پرستیدم غرورم را زیر پاهایش گذاشت
در تنها ترین تنهایی ام ، تنها کسم تنهای تنهایم گذاشت
الهی به حق طبیعت
در تنهاترین تنهایی اش، تنها کسش تنهای تنهایش گذارد
مریم این یکی جمله رو بحساب تو نمی زارم
چون تو هنوز هم برایم باور نکردنی هستی
من . من هستم و تو . تو
من به دنيا نيامده ام كه براي تو زندگي كنم
و تو هم به دنيا نيامده اي كه براي من زندگي كني
ولي اگر در اين ميان يكديگر را پيدا كرديم
و فهميديم.... پس چه زيباست زندگي
تقديم به تو كه از همه بهتري
انسانها جديدترين حرفهايشان را وقتي مي زنند كه سكوت مي كنند
۱) هيچكس آنقدر غني نيست كه بدون لبخند باقي بماند .
۲) هر روز بگوييم امروز اولين روز از بقيه روزهاي زندگي من است .
۳) هميشه دشمنان خود را ببخشيد چيزي به اندازه بخشش آنها را ناراحت نمي كند .
۴) زندگي مته اي در حال حركت است اگر با آن حركت نكنيد خودتان را سوراخ ميكند .
۵) روشن ترين خانه چشمهاي توست " وقتي اميد مهمان قلبت باشد .
۶) لبهايي كه تبسم نمي فهمند . ترجمان دلهايي هستند كه تفاهم نمي فهمند .
۷) هميشه به دنبال كسي باشيد كه شما را محض تفاوتهايتان بخواهد .
۸) تبسم يك لحظه بيشتر پايدار نيست ولي گاه خاطره اش تا ابد باقي مي ماند .
۹) زنده بودن يعني رنج كشيدن اما براي رنج خويش معناي يافتن يعني ادمه هستي .
۱۰) دانش ما قطره اي است و جهالت ما درياي .....
خدایا به هر که دوست می داری بیاموز که
عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هر آنکه دوست تر می ذاری بچشان که
دوست داشتن از عشق هم برتر است![]()
تقذیم به همه ی کسانی که معشوق خودشون رو فراموش کردن
تا تو را دارم در این شهر غریب
از زمین و آسمان باک نیست
تا تو شادی های دنیای منی
زندگانی دیگرم غمناک نیست
از طرف پسر خاله عزیزم
داود طاهری ![]()
وقتی باران می بارد هر چقدر که توانستی از قطرات باران جمع کنی تو به همان اندازه مرا دوست داری
و من به اندازه آن قطره هایی تو را دوست دارم که نمی توانی جمع کنی
سلام عزیزم خیلی دلم برات تنگ شده البته اگه باور کنی
ولی دلم برای اون همه وعده که داده بودی تنگه برا صدات برا خنده هات
برا گریه هات شاید هم برا دروغها ....... ولی نه تو هرگز به من دروغ نگفتی
امسال هم مثل سال گذشته تو ماه محرم به عشق امام حسین رفتم
ازش خواستم که تو رو دوباره بهم برگردونه ازش خواستم همیشه سالم و موفق باشی
ازش خواستم بهت بگه که من چقدر دلتنگتم
حالا ببینم آقامون امام حسین قربونش برم دل تو رو بازم بهم بر میگردونه
همیشه دعات میکنم
همیشه
همیشه
دلم برات تنگه
زود برگرد
دلتنگتم به جان آقامون
دوست دارم هزار هزار
یادت نرهخ منتظر سلام دوبارت هستم
من الان اومدم خونه
آنجا که نظر گاه دل درویش است
درویش خدا نیست خدا درویش است
شبي از من پرسيد با بي قراري
مرا دوست داري يا زندگيت را
گفتم زندگيم را
گريه كرد و رفت ولي هرگز نفهميد كه او تمام زندگيم بود
تقديم به همه ي عاشقان كره خاكي
از طرف پسر دايي عزيزم
مسعود فرهادي ![]()
عشق یعنی انتظار منتظر عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
منتظرت سلام دوباره تو هستم تا آخرین روز تا روزی که تو حتی فکرش رو هم نمی کنی
اینو از ته دلم میگم..............
زندگی زیباست برای هر کس
ولی برای من بدون تو ...
هرگز زیبا نمی ماند![]()
![]()
![]()
اگر مي داني در اين جهان كسي هست
كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند
وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ،
مهم نيست كه او مال تو باشد ،
مهم اين است كه فقط باشد :
زندگي كند ، لذّت ببرد
و نفس بكشد
دستانش را فشردم و با التماس گفتم نرو
او رفت و جای انگشتان گداخته اش
هنوز دستم را ميسوزاند...
هنوز صدای قلبش را در گوشم ميشنوم
هنوز بوی شيرين بدنش را حس می کنم
وهنوز هم در انتظارم ...
هنوز هم در باغچه ی سبز ارزوهايم
درخت عشق او را می پرورانم
وهنوز هم در انتظارم ...
وهنوز هم در انتظارم ...
|
اگر مي داني کسي هست که با ديدنش رنگ رخسارت تغيير ميكند و صداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد مهم نيست كه او مال تو باشد، مهم اين است كه فقط باشد زندگي كند، لذّت ببرد و نفس بكشد |
||||||||
سهم من بوسه گل نيست
سهم من زخمه يه خاره
سهم من كجا نسيمه؟
سهم من موج و غباره
كسي در مه غمگينه هميشه
امشب تو را حس می کنم در سرزمین باد ها
محو نگاهت می شوم تو کیستی ای آشنا
ای آشنا امشب چرا شعرم غریبی می کند
با هر که غیر از یاد تو نا آشنائی می کند
در عصر بی اصل و نصب،مبهوت افکار توام
باور کن ای آبی ترین بهر تو من جان میدهم
تو در نگاه تلخ من نقش خدا را داشتی
گلهای زیبا را تو در گلدان فکرم کاشتی
در خلوت زردم تو را با عشق سودا می کنم
تصویر خوبیها توئی حیران منم،حیران منم
تقدیر را در گوشه ای از زندگی ام باختم
با یاد چشم سبز تو ، با درد غربت ساختم
ای کاش من هم مثل تو محو تماشا میشدم
یا مثل فکر آبی ات همرنگ دریا می شدم
در وحشت تاریک شب گر چه تو را گم کرده ام
بی هیچ غل و غش ، تو را امشب ترنم می کنم
برهیبت نورانی ات گلها تبسم می کنند
آینه ها در چشم تو خورشید را گم می کنند

بی تو اينجاپرندهاخوابند چشمهايم هميشه پرآبند
همون بهتر که ساکت باشه اين دل
دراين زمانه بی های وهوی لال پرست


خوشا به حال کلاغان قيل و قال پرست
هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاريست.....
در چشم خودم
| ||
| ||
گاهی دلم تنگ می شود برای خودم و سایه ای که ندارم، برای خاطره هایی که فراموش کردم، برای شعر هایی که نخواندم وبرای خواب هايی که نديدم،ديروقت شده و باز من اين سو دلتنگم. 